تيتربرتر - تيتر آخرين و جديدترين اخبار ايران و جهان : جبران كمبود ۱۹۴ هزار نيرو با ندادن معلم به مدارس
چهارشنبه، 23 خرداد 1397 - 04:10 کد خبر:82639
نيروي انساني موجود در آموزش و پرورش در پنج گروه معلمان، مديريت، كيفيت بخشي، سرايدار و خدمتگزار و گروه اداري تقسيم بندي مي‌شود و طبق آمار اعلامي اواخر سال گذشته شمار كاركنان اين وزارتخانه به بيش از ۹۲۸ هزار نفر مي‌رسد كه از اين تعداد، ۵۴ درصد زن و مابقي مرد هستند.


به گزارش تيتربرتر، از  مجموع كاركنان آموزش و پرورش، ۵۷۵ هزار نفر در گروه معلمان قرار دارند كه به تدريس مشغولند، ۵۲ هزار نفر كاركنان اداري، بيش از ۱۶۰ هزار نيروي خدماتي و سرايدار، ۱۷۰ هزار نفر نيروي تخصصي در قالب مشاور، مربي پرورشي، تربيت بدني و ... و ۱۴۰ هزار نفر نيز در گروه مديران قرار دارند كه شامل مدير، معاون آموزشي، پرورشي ، فناوري و... مي‌شوند.
اين در حالي است كه طي ۱۰ سال آتي حجم بالايي از كاركنان اين وزارتخانه به سن بازنشستگي رسيده و از سيستم خارج مي‌شوند. رقم بازنشستگان در ۱۰ سال آينده به ۶۴۰ هزار نفر مي‌رسد و اگر وزارتخانه برنامه‌اي مدون و به موقع براي جذب و جايگزيني نيرو نداشته باشد، با چالش نيروي انساني در سال‌هاي آينده رو به رو خواهد شد.
 
هرچند در اين سال‌ها جذب نيرو از طريق دانشگاه فرهنگيان و آزمون‌هاي استخدامي انجام شده اما اين ارقام تكافوي نياز آموزش و پرورش را نمي‌كند و به گفته چهاربند، رئيس مركز منابع انساني آموزش و پرورش « از مهر ۹۷ از آستانه تحمل عبور مي كنيم». وي به اين واقعيت اشاره مي‌كند كه بايد سالانه ۵۰ هزار نفر وارد سيستم كنيم تا جبران بازنشسته‌ها را كنند و مي‌گويد: در مهر ۹۷ در مجموع با توجه به شاخص‌ها ۳۰۰هزار كمبود داريم. مهر ماه حدود ۹۲۰۰ نفر از فارغ التحصيلان تعهد دبيري وارد مدارس مي‌شوند. مامورين خدمت به ساير دستگاه‌ها و يا مشغولين به تحصيل حدود ۱۵ هزار نفرند كه در چرخه توليد خدمت ما نيستند اما در آمار نيروهاي ما قرار دارند. در سال۹۷ از ۳۰۰هزار كمبود نيرو، ۱۹۴ هزار نفر را از طريق تعديل شاخص‌ها و ندادن معلم به مدارس و ۱۰۶ هزار نفر را از محل حق التدريس، استمرار خدمت بازنشسته‌ها و سربازمعلم‌ها و برون‌سپاري در شاخه كاردانش تامين مي‌كنيم.اين در حالي است كه طبق نرم‌ها بايد به ازاي هر چهار دانش آموز يك ساعت مربي پرورشي به مدرسه بدهيم. يعني هر ۹۶ دانش آموز يك مربي؛ اما فقط ۱۸ هزار مربي به مدارس اعزام مي‌كنيم، در حالي كه نياز واقعي ۱۲۳ هزار مربي است.  اگر اين روند ادامه يابد بايد دوسال ديگر بخصوص در حوزه آموزش ابتدايي و پرورشي بناي يادبود براي آموزش و پرورش بسازيم.
 
با وجود آنكه آموزش و پرورش مرجع رسمي اعلام آمار كاركنان آموزش و پرورش است هنوز هم تعارضات آماري در اظهارات مسئولين اين وزارتخانه و ساير نهادهاي مربوط به چشم مي‌خورد كه مي‌تواند به خودي خود تبعاتي به همراه داشته باشد و اين عدم شفافيت موجود در نهايت آموزش و پرورش را در جذب نيروي انساني دچار مشكل كند.
 
وضعيت فعلي نيروي انساني در آموزش و پرورش به گونه‌اي است كه اگر عزم ملي براي آن بوجود نيايد قطعا تاچند سال آينده چالش آفرين خواهد بود.
 
اختلاف در آمارهاي اعلامي حقوق بگيران آموزش و پرورش و تراكم دانش آموزي
 
حجت‌اله بنيادي پژوهشگر و كارشناس آموزش و پرورش، با اشاره به اظهار نظرهاي متفاوت از ميزان كمبود معلم در سال تحصيلي آينده و وضعيت ساماندهي نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش به ايسنا گفت: اين امر از عدم وجود ساز و كار و ضوابط معين و شفاف براي تعيين ميزان نياز به معلم حكايت مي‌كند.
 
وي در واكنش به اظهارات اخير حميدرضا حاجي بابايي، وزير اسبق آموزش و پرورش مبني بر اينكه « زماني كه بنده وزارتخانه را تحويل دادم نرم تراكم دانش آموزي در هر كلاس ۲۲.۵ بوده است، در حالي كه اكنون به عدد ۳۵ نزديك مي شود. زماني كه بنده آموزش و پرورش را تحويل دادم ۹۳۰ هزار حقوق بگير داشتيم. از آن زمان تعدادي هم بازنشسته شده‌اند و به همان نسبت جايگزين نشده‌اند. چطور ممكن است اكنون ۹۴۰ هزار حقوق بگير داشته باشيم؟ ۹۴۰ هزار حقوق بگير نداريم.» گفت:  مطابق آمار رسمي مركز آمار ايران، كل جمعيت دانش آموزي كشور ( دولتي و غير دولتي) در سال تحصيلي ۹۲-۱۳۹۱ ، ۱۲ ميليون و ۷۰۰ هزار نفر اعلام شده است.
 
اين پژوهشگر و كارشناس آموزش و پرورش افزود: با در نظر گرفتن نسبت جميعت دانش‌آموزي اعلام شده و آمار ۹۳۰ هزار نفري كاركنان در سال ۹۱ و با اين فرض كه ۷۰۰ هزار نفر از ۹۳۰ هزار نفر اعلام شده معلم هستند، نسبت دانش آموز به معلم (تراكم دانش آموزي) عددي نزديك به ۱۷ خواهد شد. تفاوت ميان تراكم اعلام شده ۲۲.۵ توسط وزير اسبق و تراكم محاسبه شده ۱۷ جاي تأمل دارد. تنها حالتي كه مي‌توان به تراكم ۲۲.۵ رسيد اين است كه از جمعيت ۹۳۰ هزار نفري تنها ۵۶۴ هزار نفر آنها به عنوان معلم در كلاس درس حضور داشته‌اند.
 
بنيادي ادامه داد: اشتغال ۵۶۴ هزار نفر از جمعيت ۹۳۰ هزار نفري آموزش و پرورش به عنوان معلم؛ به اين معني است كه تقريباً ۶۰ درصد نيروي آموزش و پرورش معلم و ۴۰ درصد نيروهاي پشتيباني بودند يا به عبارتي به ازاي هر ۳ معلم، ۲ نفر نيروي پشتيباني وجود داشت . مقايسه اين نسبت با نرم‌هاي جهاني و بخصوص نرم كشورهاي پيشرو در تعليم و تربيت جاي تأمل دارد.
 
وي با اشاره به اينكه وزارت آموزش و پرورش طي نامه‌اي به معاون اول رئيس جمهور جمعيت دانش آموزي كشور در سال جاري را حدود ۱۴ ميليون نفر و تعداد كاركنان آموزشي را ۷۵۸ هزار نفر اعلام كرده‌اند گفت: با اين دو عدد نسبت دانش آموز به معلم عدد ۱۸.۴۶ محاسبه مي‌شود. در همين سال آمار حقوق بگيران وزارت آموزش و پرورش نيز توسط سازمان برنامه و بودجه حدود ۹۲۰ هزار نفر اعلام شده است. با نسبت ۶۰ به ۴۰ معلم به كادر پشتيباني، تعداد معلمان از جمعيت ۹۲۰ هزار نفري، ۵۵۲ هزار نفر خواهد شد. با اين عدد و جمعيت دانش آموزي سال ۱۳۹۷ تراكم در هر كلاس به ۲۵.۳ مي‌رسد . با اين اوصاف اين كه وزير اسبق آموزش و پرورش، چگونه به عدد ۳۵ براي تراكم موجود رسيده جاي تأمل دارد؟!.
 
اين پژوهشگر و كارشناس آموزش و پرورش افزود: براي وجود تراكم ۳۵ با جمعيت دانش آموزي ۱۴ ميليون نفر تعداد معلمان موجود در آموزش و پرورش بايد ۴۰۰ هزار نفر باشد. رسيدن به اين عدد به اين معني است كه نسبت معلم به كادر پشتيباني بايد ۴۳ به ۵۷ باشد. يعني به ازاي حضور هر معلم در كلاس بيش از يك نفر كادر پشتيباني وجود داشته باشد.
 
ظرفيت پذيرش دانشجو توسط دانشگاه فرهنگيان در مهر جاري
 
بنيادي همچنين درباره اظهارات حاجي بابايي پيرامون ظرفيت پذيرش دانشگاه فرهنگيان مبني بر اينكه «در چند سال گذشته بايد دانشگاه فرهنگيان سالانه ۳۰ هزار دانشجو مي‌گرفت» گفت: اعلام اين عدد در حالي است كه با تخصيص تمام ظرفيت هاي خالي دانشگاه فرهنگيان( چه در چند سال گذشته و چه در سال جاري) براي پذيرش دانشجو ، ظرفيت نهايي دانشگاه براي پذيرش كمتر از ۱۲ هزار نفر در هر سال است. دانشگاه فرهنگيان تمام ظرفيت‌هاي خالي خود را براي پذيرش دانشجو در مهر ۹۷ ،‌۲۵  هزار نفر اعلام كرده است و بر همين مبنا نيز ۲۴ هزار رديف استخدام براي پذيرش به آن دانشگاه اختصاص يافته است. 
 
وي افزود: مطابق رديف‌هاي استخدامي و آمار رسمي، تعداد دانشجويان ورودي سال‏‌هاي گذشته كه در مهر ۱۳۹۷ در دانشگاه فرهنگيان مشغول به تحصيل خواهند بود، ۱۹ هزار نفر است. با اضافه كردن ظرفيت خالي اعلام شده ۲۵ هزار نفر، ظرفيت نهايي دانشگاه در مهر ۹۷ ، ۴۴ هزار نفر خواهد شد. مطابق اين اعداد و ارقام و اظهار نظرها، ظرفيت نهايي دانشگاه فرهنگيان براي دانشجوي دوره چهارساله از ۴۴ هزار ( ۲۵ هزار ظرفيت جديد و ۱۹ هزار دانشجوي موجود ) تا ۱۲۰ هزار نفر( هر سال ۳۰ هزار نفر آقاي حاجي بابايي) محاسبه و اعلام شده است؛ اين اعداد به معناي ظرفيت پذيرش سالانه، ۱۱هزار نفر تا ۳۰ هزار نفر است. تفاوت تقريباً سه برابري ميان اين دو ظرفيت سالانه نيز خود جاي تأمل و بررسي دارد.
 
تشديد بحران جذب نيرو حتمي به نظر مي‌رسد
كمبود ۵۲ هزار معلم در سال تحصيلي آتي و راهكارهاي بحران زاي پيش رو
 
اين پژوهشگر و كارشناس آموزش و پرورش با بيان اينكه ميزان كمبود معلم در سالهاي تحصيلي آينده نيز شبيه آمارهاي مورد بررسي خود جاي اما و اگر فراوان دارد گفت: بنابراين جمع بندي كلي آن كمبود حدود ۳۰۰ هزار معلم در چهار سال آينده است . با نگاهي به كمبود معلم حدود ۳۰۰ هزار نفري در چند سال آينده و ظرفيت هاي برآوردي براي دانشگاه فرهنگيان و شهيد رجايي تشديد بحران براي جذب و تربيت معلماني شايسته براي نظام تعليم و تربيت حتمي به نظر مي‌رسد.
 
بنيادي ادامه داد: براي مهر ۱۳۹۷ وزير آموزش و پرورش ميزان كمبود معلم را ۸۴ هزار معلم اعلام كرده است. از سوي ديگر خروجي‌هاي دو دانشگاه فرهنگيان و شهيد رجايي حداكثر ۱۳ هزار نفر و تعداد رديف استخدامي براي جذب متقاضيان از طريق آزمون استخدامي از طرف سازمان امور اداري و استخدامي به آموزش و پرورش ۱۷ هزار رديف است. اگر مجموع نيروي ورودي به آموزش و پرورش كه در خوشبينانه ترين حالت ۳۰ هزار نفر است را با ۸۴ هزار نفر كمبود معلم اعلام شده توسط وزير مقايسه كنيم ملاحظه مي شود كه آموزش و پرورش با كمبود ۵۲ هزار معلم در سال تحصيلي آينده روبرو است .
 
وي با بيان اينكه با فرض‌هاي خوشبينانه‌اي كه ذكر شد، تنها راه‌هاي كوتاه مدت و سهل الوصل براي تأمين حدود ۵۲ هزار معلم، استفاده از سرباز معلم، نيروهاي خريد خدمات، حق التدريس و .... است كه الزاماً بايد بدون رديف استخدام در كلاس حضور يابند گفت: اين ۵۲ هزار نفر و تعداد افراد ديگري كه از اين طريق هر سال وارد مجموعه آموزش و پرورش خواهند شد، بعد از  چند سال بحران ديگري را براي استخدام در آموزش و پرورش ايجاد خواهند كرد.
 
اظهار نظرهاي بدون پشتوانه كارشناسي، عامل تشديد بحران‌ نيروي انساني
 
اين پژوهشگر و كارشناس آموزش و پرورش با بيان اينكه تنها توجيهي كه براي اين اعداد و ارقام مي توان داشت اين است كه به دليل ضعف در مديريت و برنامه ريزي تأمين منابع انساني در آموزش و پرورش چه در حال حاضر و چه در بعضي از دولت هاي گذشته، نه تنها قادر نيست نيروي انساني مورد نياز خود را تأمين كند ، بلكه قادر نيست حتي ميزان واقعي و شفافي از نياز خود به معلم را محاسبه و اعلام كند گفت: البته اين نقص و ضعف فقط به آموزش و پرورش محدود نمي‌شود و دو سازمان مهم مديريتي كشور  يعني سازمان اداري و استخدامي و سازمان برنامه و بودجه در اين رويداد سهم قابل توجهي دارند. وجود چنين وضعيتي و اظهار نظرهاي بدون پشتوانه كارشناسي بعضي افراد نيز در تشديد اين بحران و پيچيده تر شدن مسائل نيروي انساني آموزش و پرورش بي تأثير نبوده و نيست.
 
عدم تصويب نظام ملي تربيت معلم
 ابهام دانشگاههاي فرهنگيان و رجايي در پذيرش دانشجو
 
بنيادي افزود: نكته قابل توجه ديگر در زمينه تربيت معلم اين است كه، با وجود اظهار نظرهاي مختلف در خصوص كمبود معلم و شيوه‌هاي تأمين اين نياز؛ هنوز نظام ملي تربيت معلم و زير نظام تربيت معلم و تأمين منابع انساني كه در سند تحول بنيادين مورد تأكيد قرار گرفته است تصويب نشده است. دانشگاه فرهنگيان و دانشگاه شهيد رجايي نيز در شرايطي كه نظام ملي تربيت معلم به تصويب نرسيده است، در خصوص تعيين ظرفيت و توسعه فضاي فيزيكي و منابع انساني خود براي پذيرش دانشجو دچار ابهام هستند.
 
 كاهش انگيزه براي ورود به شغل معلمي
 نگرش جزيره‌اي به نظام جذب و تربيت معلم
 
وي همچنين با اشاره به كيفيت نيروهاي پذيرش شده براي حرفه معلمي اظهار كرد: پژوهش ها و مطالعات مختلف انجام شده در چهاردهه اخير نشان از كاهش انگيزه داوطلبان ورود به دانشگاه براي انتخاب شغل معلمي دارد. كمتر بودن معدل پذيرفته شدگان حرفه معلمي بخصوص در دو گروه رياضي و تجربي نشان از جذب افراد ضعيف براي آموزش علوم پايه در مدارس دارد. بديهي است تا زماني كه منزلت و معيشت معلمان وضعيت موجود را داشته باشد، حرفه معلمي جزو گزينه هاي اول دانش آموزان نخواهد بود و به تبع اين وضعيت، دانشگاه فرهنگيان جزو اولين گزينه ها و حتي جزو گزينه هاي متقاضيان ورود به دانشگاه نخواهد بود.
 
اين پژوهشگر و كارشناس آموزش و پرورش ادامه داد: نگرش جزيره‌اي به نظام جذب و تربيت معلم چند ده سالي است كه سبب شده است كه به دليلي عدم جذابيت اين شغل بخصوص براي پسران، دانش آموزان مستعد و علاقمند به حرفه معلمي وارد اين شغل نشوند. شاهد اين مدعا خالي ماندن بخشي از ظرفيت دانشگاه فرهنگيان(در بخش پسران) از همان سال ۱۳۹۱ تا كنون است . در سال ۹۱ از ۲۵ هزار ظرفيت حدود ۲۳ هزار نفر جذب شد و در سال‌هاي بعد تا كنون نيز چنين وضعيتي ادامه داشته است.
 
بنيادي با بيان اينكه بررسي اين روند حكايت از اين واقعيت تلخ دارد كه حرفه معلمي در ميان جامعه دانش‌آموزي و داوطلبان كنكور كه نزديكترين و حتي شايد آگاه‌ترين بخش جامعه نسبت به شرايط زندگي، جايگاه و منزلت اجتماعي معلم هستند مطلوبيت و جذابيت ندارد گفت: عدم جذابيت معلمي براي داوطلبان كنكور كه ۱۲ سال در تعامل مستقيم با حدود ۱۲ تا ۳۰ معلم در دوره تحصيل خود بوده‏‌اند حكايت از اين واقعيت دارد كه شناخت و نگرش آنها به شغل معلمي با تبليغات و شعارهاي مطرح تغيير نكرده است.
 
وي تصريح كرد: از سوي ديگر علي‌رغم تصويب سند تحول بنيادين هنوز اعداد معيني براي نسبت دانش دانش آموز به معلم در كشور (بر حسب دوره، استان، شهري، روستايي و ... ) تعيين نشده است و هر بخشي از آموزش و پرورش بنا بر محاسبات و سلايق خود نسبت به اعلام كمبود معلم اقدام  مي‌كند. صرف نظر از صحت آمار و ارقام اعلام شده نياز كشور به تربيت معلماني شايسته براي ساليان آينده امري بسيار ضروري و بديهي است. لازمه چنين كاري نيز تخصيص ظرفيت‌هاي مناسب براي تربيت معلم مورد نياز كشور است.
 
اين پژوهشگر و كارشناس آموزش و پرورش افزود: وضعيت آموزش عالي كشور و ظرفيت‌هاي موجود آن و بخصوص انتقال سه دانشگاه مهم تربيت معلم ( تربيت معلم تهران، تربيت معلم سبزوار و تربيت معلم آذربايجان) و تعدادي از دانشكده‌هاي تربيت دبير فني كشور به وزارت علوم، مبين اين واقعيت است كه ظرفيت تربيت معلم در كشور به ميزان نياز و حتي فراتر از موجود است و ضرورتي بر ايجاد ظرفيت جديد براي تربيت معلم وجود ندارد. در يك نگاه ملي و فرا وزارتخانه‌اي به امر تربيت معلم، مي‌توان ظرفيت‌هاي مورد نياز تربيت معلم را با انتقال ظرفيت‌هاي گذشته در اختيار تربيت معلم و با عزمي ملي و فراتر از مرزبندي دو وزارتخانه علوم و آموزش و پرورش به اين ضرورت ملي اهتمام ورزيد.