تيتربرتر - تيتر آخرين و جديدترين اخبار ايران و جهان : ايستي سو ، چشمه هاي جوشان در آذربايجان شرقي
جمعه، 19 مرداد 1397 - 17:30 کد خبر:87510
تاريكترين ساعت شب- ساعت قبل از طلوع آفتاب است و كاش مي شد آن لحظه آمدنش را از بالاي سهند مي ديدم। قرص و محكم واستوار دركنارم ايستاده ومن آسوده! بركت از سر و رويش مي بارد ! مسافري از ديار معبدمهر به من پيوسته!

به گزارش تيتربرتر، تاريكترين ساعت شب - ساعت قبل از طلوع آفتاب است و كاش مي شد آن لحظه آمدنش را از بالاي سهند مي ديدم। قرص و محكم واستوار دركنارم ايستاده ومن آسوده! بركت از سر و رويش

مي بارد ! مسافري از ديار معبدمهر به من پيوسته!

آخر ارديبهشت است روي يالهاي جنوبي آن برف نشسته! بوميان گياهان دارويي و خوراكي از آن مي چينند سكوت شب را شر شر آق سو و واق واق سگان اوباهاي اطراف مي شكند واينجا بهشت است. سهند را

دركش نكني هيچ نمي فهمي!
 
صبح مهتاب را بدرقه وهمتايش را خوش آمد مي گويم. وباز مي نگرم اجازه مي دهد كه از يالها و آلاله هايش به يادگار چندتايي عكس بگيرم. بعد راهي ميشوم به ديار* دوست قديمي ام. ديدن هادي روحم را تازه كرد

بچه بسيار دوستداشتني است و بواسطه او با خانوده اش هم آشنا شده ام. 
 
به تاسيسات رفاهي كه با زحمت بسيار درست شده اند مي نگرم آلاچيق هاي بتني به زور پا برجا بود. روي سكوهايش بجز پهن ،چيزهاي ديگر نيز يافت مي شد .ساختمان سرويس هاي بهداشتي اش ازدور جلوه

زيبايي داشت كه مرا بسوي خود كشاند در داخل آن ظاهرا" مغولها دوباره حمله كرده بودند .كاسه هاي ايراني و فرنگي انگار با پتك تخريب شده بودند روشويي هايش خالي از شيرآلات و برگشته از جنگ جهاني دوم

بود.چه كساني اين تخريب ها را انجام داده بودند ؟ آهي مي كشم و سربالايي تند آبگرم را طي ميكنم و از توي آيينه مي نگرم كه هادي دست تكان مي دهد و بسوي آبگرم منيشگه راهي ميشوم.
 
ايستي سو : آذربايجان شرقي- چاراويماق
 
دلنبشته ي دل و واگويه هاي علي همت زاده